دوشنبه ۲۹ دسامبر ۲۰۰۸

ساندویچ

تاریخچه(به نقل از ویکی)
شکل اولیه آن به Hillel the Elder بر می گردد که گفته می شود او گوشت را با مخلفات در نان خمیر می پیچید. در طی قرون وسطی تکه های ضخیم و بیات نان به عنوان ظرف غذا استفاده می شدند و پس از صرف غذا این نانهای خیس خورده را به خورد سگها و گداها می داده اند. این نانها پیشروان ساندویچ های رو باز بوده اند زیرا ظرفهای آنها دور ریختنی بوده اند. از دیگر پیشروان این زمینه هلندی ها بوده اند.
اولین کاربرد کلمه ان ساندویچ در مجله ادوارد گیبون ظاهر شد که در آن از خرده های گوشت سرد به عنوان ساندویچ یا می شده اند. نام ساندویج از اسم

John Montagu, 4th Earl of Sandwich

گرفته شده است. او یک اشراف زاده انگلیسی قرن هجدهم بود، هر چند که نه مخترع و نه رشد دهنده ساندویچ بود. او ازاین غذا بسیار خرسند بود زیرا به او اجازه می داد که به بازی ورقش در حال خوردن غذا ادامه دهد بدون اینکه ورقهایش چرب شوند.

امروزه ساندویچ کاربردهای فراوانی پیدا کرده است و به طور کلی هر گاه یک شیی یا شخص بین دو شیی یا شخص دیگر قرار گیرد، به آن ساندویچ می گویند. یکی از انواع ساندویچ ساندویچهای انسانی هستند که در فیلمهای پورن می توان آنها را مشاهده کرد. بدین ترتیب که یک ضعیفه بین دو قویه قرار می گیرد و یک قویه او را از جلو مورد عنایت قرار می دهد و دیگری از عقب.
به منظور رواج فرهنگ ساندویچ با دوستان جلسات زیادی گذاشته شد و در شرکت هم با همکاران بحث آن شد که با استقبال بی سابقه ای رو به رو شدیم. یکی از دوستعان گفت 3 روز قبل از اینکه بخوای ساندویچ کنیم به من بگو تا هم آشپزخانه و هم گوشت را تهیه کنم.
اما محوم مکوندی که امادگی خود را اعلام کرده بود، با داشتن دوستان زیاد که هنوز ترتیب هیچ کدام را نداده، مانند فلج، 35 ساله بچه دار مشهدی و انواع و اقسام کس، به تازگی از پسر عموی خود درخواست برگزاری مراسم سانرویچ کرده که پسر عمو نیز با زید خود در میان می گزارد و در حال حاضر این زید در قهر به سر می برد.
در یکی از جلساتی که با دوستان در زمینه ترویج ساندویچ برگزار کردیم، تهداد قویه ها تا 5 عدد افزایش یافت که در مقاله جدیدی از دوستمان بابایی این تعداد به شش نفر رسید. اولویت مکانها به ترتیب اهمیت به شرح زیر می باشند:
اولویت 1: کون
اولویت 2: کس
اولویت 3: دهان
اولویت 4: دست راست
اولویت 5: دست چپ
اولویت 6: لای سینه (بابایی)
تبصره: اگر ضعیفه چپ دست باشد اولویت دست راست و چپ جابجا خواهد شد.
در حال حاضر به گفته کارشناسان مهمترین مشکل در زمینه ساندویچ عدم دسترسی به گوشت می باشد. در ابتدای هر کاری دادن قربانی امری مسلم است. بنابراین دوستان در صورت امکان زیدهای خود را برای این کار آماده کنند. به خصوص اگر هر شش مورد پیاده شود در کتاب گینس اسم مان ثبت می شود و لکه ننگ ساندویچ بوقلمون را از دامن کشور پاک خواهیم کرد.

یکشنبه ۲۸ دسامبر ۲۰۰۸

جوادها

در مورد لینک کنار صفحه: حتما بهش سر بزنین و دست اندرکاراشم ببینین کیا بودن

شهادت 1 برای نفر برتر در زمینه کامنت

کیر غوک از کیر بابایی درازتر، قطور تر و پر آب تره.
من خودم این دوتا کیر رو در کنار هم دیدم و در هشیاری کامل این شهادت رو می دم.

اصفهان 2

اصفهانی ها همشون جاکش هستند. اثبات این قضیه رو می تونین در کتابهای مختلف از جمله آیات شیطانی مطالعه کنین. من تا حالا نشده با یک اصفهانی ارتباط داشته باشم و باهاش مشکل نداشته باشم. نه تنها من بلکه هر آدم سالمی این مسئله براش روشنه. هر چند کلاغ با خانواده گَشنِمه تِشنِمه مراودات زیادی دارند ولی این دلیل نمی شه که قضیه فوق نقض شه : اثبات به انتفای مقدم است.
روز اولی که وارد کلاس ارشد شدیم، همه بچه ها خوب و خوش تیپ بودن الا یک نفر که با یک کاپشن 10 هزار تومانی و کله کچل و هیکل نامناسب سر کلاس حاضر بود. اولش که فکر نمی کردیم که همکلاسی باشه ولی بعدش دیدیم که نه واقعا همکلاسیه. هر چند برای دوست دور بودن خوب بود ولی برای نزدیک بودن و بویژه هم اتاقی بودن افتضاح بود.
مشخصات رولی:
اصفهانی
می بینید که تنها در یک کلمه توصیف شد و چیز دیگه ای برای معرفیش لازم نیست. یک روز داشتیم با بچه ها قدم می زدیم که بدون هیچ مقدمه ای گفت من گمز و سی شارپ هم بِلِدم. ما اولش گفتیم ادم خفنیه عیبی نداره ولی بعدش دیدیم خیر خیلی ابلهه!!!
اخر ترم اول با بچه ها می نشستیم تمرین حل می کردیم و هم اوون حل می کرد و هم من و اگه نگم خیلی بهتر از اون مساله حل می کردم ولی بهتر بودم، اون که ادعای ریاضیش می شد توی یک امتحان ساده حتی مساله ماتریس که خوراک همه بود رو نتونست حل کنه و در این مواقع یک اصفهانی می گه سوالش کسشر بود استاندارد نبود و ...
اینها هم گذشت تا اینکه یک روز که من هم شاگرد اول بودم و اون معدلش به گا بود گفت : من از همتون خفن ترم!!!!!!!!!!
ادامه داستانهای اصفهان در پستهای بعدی

ممــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

ممد یکی از دوستان کاردرسته و از معدود کسانیه که آمار تمامی دخترای یک دانشکده 1000 نفری رو داره. یک از هنرهای این بشر این بود که یک روز داشت با بچه ها صحبت می کرد و یک دختر با یک ماشین سفید تروز زد، بعد ممـــــــــــد رفت سوار شد. یکی از بچه ها که تو کف بود و این قضیه براش قابل هضم نبود هی می گفت مگه می شه.
از دیگز چیزهای خوبی که ممــــــــــد داره گوشی تلفنشه که ازش جدا نمی شه و به طور متوسط هر یکگ دقیقه یک بار یک دختر باهاش تماس می گیره. هر وقت می پرسیم ترتیبشونم دادی یا نه، ما رو احمق می گیره و میگه نه.
فایل صوتی ممــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد رو هم آماده کردم که به دلایل فنی امشب نتونستم بزارم.

شنبه ۲۷ دسامبر ۲۰۰۸

جایزه

از این پس به منظور تشویق دوستان به بهترین کامنت ها جایزه می دهم.
جایزه نفر اول: سه شهادت شاخ دار بزر گ و دور از ذهن
جایزه نفر دوم: دو شهادت بزرگ
جایزه نفر سوم: یک شهادت عادی


تا الان نفرات اول و دوم به ترتیب غوک و خروس هستند.

چهارشنبه ۲۴ دسامبر ۲۰۰۸

زمستان سرد

یکی از دوستان به نام بابایی امشب ااومد خونمون. لباسهاش از قرار زیر بودن:
1 عدد کاپشن که خیلی گرمه
1 عدد کت
2 عدد ژاکت
1 عدد پیراهن
یک عدد زیر پوش
یک عدد شلوار
یک عدد زیر شلواری
یک عدد شالگردن
فکر نمی کنم تو قطب هم این قدر لباس بپوشن مگه این که ترک باشن


اعلامیه زیر هم امروز منتشر شده است
بدین وسیله این جانب خروس هر گونه تلاشی برای ورود هموطنان به این شهر امریکا می نمایم

هر کی اعلامیه بالا رو از جانب خروس دید گول نخوره و فکر نکنه که خروس از روی خیر خواهی این اعلامیه رو زده، چرا که هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیره. خروس به ازای هر نفر که برا اجاره خانه معرفی کنه 50 دلار و به ازای هر کسی که به بانک معرفی کنه 10دلار می گیره.

سه‌شنبه ۲۳ دسامبر ۲۰۰۸

غوک

کیرم به دهن خروس که تو هیچ یک از پستهام نتونستم اسمشو نیارم حتی این یکی.
غوک هم از افرادیه که از کانال خروس باهاش آشنا شدم. مشخصات اون به شرح زیره
قد و وزن: مهم نیست چون مشخصه های مهمتری داره
بوی بدن: خیلی بد (فکر کنم اجدادش تو نظریه داروین به راسو می رسن)
غذای مورد: علاقه پشه تازه، البته در زمستان باید با کنسروش بسازه
رابطه با بابایی: خیلی خراب
توانایی ها: چسیدن به طور مداوم (یک نفر یک شب خوابگاه تخت زیری غوک خوابیده بوده و گفته که شب تا صبح در اسپری غوک باز بوده)
ورزش: یکی از ویژگیهای غوک ورزش کردن در حالصحبت با تلفنه. یک بار یکی از دوستان اونو در حال ورزش در سالن ورزش خوابگاه دیده بود و گفت که این دیگه چخ گه خوریه که اون می کنه به همه چی شبیهه الا ورزش.
آهنگ پیامک همراه: توی توی اس ام اس هه هه هه
بینایی: غوک با داشتن چشم مرکب از قوی ترین چشمهای دنیا برخورداره. این قدرت به حدیه که یک روز به کلاغ که از بچگی به چشم همه یک اندازه و خیلی لاغر بوده گفت که کلاغ از هفته پیش تا الان لاغر شدی.
دودول: قطور، خروس چند تا فیلم از غوک در حمام در حالتهای مختلف به طور یواشکی گرفته بود و در Youtube اپلود کرده بود که متاسفانه خیلی زود به دلیل غیر اخلاقی بودن حذف شدند. البته فیلم من هم در Youtube چند وقتی موجود بود که با واژه های کلیدی مانند بهرام رادان، ..س ایرانی، سکس در خوابگاه و ... می تونستید جستجوش کنید و در عرض 1 روز 1700 بازدید کننده رو جذب کرده بود. به زودی لینکش رو هم برای دوستان می زارم.
یک روز دو جاکش به نامهای خروس و غوک گوشی من رو برداشتند و در حالی که من در حمام بودم به یکی از دخترای همکلاسیم پیامک فرستادن با این متن "دوست دارم بی وفا"
از طفریحات من، خروس و غوک ردن تخم مرغ به دیوار خوابگاه بود که بعدا بیشتر در موردش می نویسم.

بوایی

تا حالا هر چی نوشتم خروس توش یه نقشی داشته.
یکی از ویژگیهای آدمهایی که با خروس رابطه دارند اینه که آدمهای خوبی هستند، خوب و بدبخت. یکی از بدبخت ترین آدمهایی که در زندگی دیدم بابایی هستش. این آدم اونقدر بدبخته که من نتونستم اسم مستعاری براش پیدا کنم. این آقا بابایی پله موفقیت خیلیهاست در حالی که خودش ته چاه به سر می برد. خروس سر مقاله های این آدم پذیرش گرفت، اولین مقاله ای که فرستادم کار اون بود، کاپشن چرم هم از بابایی استفاده کرده. خلاصه این که آدم خوبیه.
دیروز آقای بابایی عکسهایی که از دولش گرفته بود رو برای خروس فرستاد و خروس هم اونا رو برای من فرستاد، واقعا ای ول داشت. خروس که وجه تسمیش به خاطر دول ذره بینیش هستش، نسبت به دول آقای بابایی حسادت می ورزید.
یکی دیگه از ویژگیهای آقای بابایی تو کف بودنشه. هر چند همه آدمهای بدبخت اطراف من تو کفن ولی اون دیگه آخرشه. البته دوست عزیزمون خوک اگه 24 ساعت شبانه روز تو ..س غلط بزنه باز هم سیر نمی شه ولی آقا بابایی چیزی گیرش نمی یاد که بخواد عطشش رو رفع کنه.

یکشنبه ۲۱ دسامبر ۲۰۰۸

خوک

خوک هم یکی از دوستان خروس و جب هستش. اسم خوک از اونجا روش گذاشته شد که یک روز کمونیست رفته در اتاق رو باز کرده دیده که در حالی که شلوارک خوک پایینه داره جلق می زنه. ولی این خوک واقعا خوکه داستانهای زیادی در موردش هست که در آینده تعریف می کنم. خوک با تمام خوکیتش آدم خفنیه و جب که من اونو قبول دارم خوک رو به عنوان یک آدم دانا قبول داره.
خوک که تا دفاع ازا پایان نامش چند روزی مهلت داشته گوشی ها شو خاموش می کنه و از دست رس همه دور می شه. ظاهرا با زید ها چند روزی رو می ری عیاشی.
من یک روز که از ترمینال جنوب داشتم می رفتم خوابگاه یک رکابی خریدم که مشکی بود و روش عکس شادمهر عقیلی و کل آهنگ ادم فروش با رنگ سفید ترسیم شده بود. یک روز خوک که اومد کار درسی داشتیم و من رو تو ان لباس دید گفت برو نج که از چشمم افتادی. ولی من اگه می زاشتن باهاش تا دانشگاه هم می رفتم